آدرس سایت عوض شده
شما می توانید به این سایت مراجعه کنید
و نیز لذت ببرید.
با تشکر مدیر وبلاگ همسفر
خوشبختی در یک قدمی شما
شما باید مزه زندگی رو بچشید تا کی می خواهین سر در گم بمانید
همراه ما باشید ...
قاصدك ! هان ، چه خبر آوردي؟
از كجا ، وز كه خبر آوردي؟
خوش خبر باشي ، اما ، اما
گرد بام و در من
بي ثمر ميگردي
انتظار خبري نيست مرا
نه ز ياري نه ز دياری- باري
برو آنجا كه بود چشمي و گوشي با كس
برو آنجا كه ترا منتظرند
قاصدك
خوشبختی در یک قدمی
شماره۱... قبل از هر چیز فال ازدواج تون رو ببینید

شماره۲... حالا همسرتون رو انتخاب کنید
جایگاه1 ......جایگاه 2........جایگاه 3........جایگاه 4
شماره ۳... حالا شماره تلفن طرف رو بدست بیارین
جایگاه 1........جایگاه2.......جایگاه 3
دوستان عزیز این هم نرم افزار ۱۱۸
دانلود 118 پاسورد فایل : www.kamyabonline.com
شماره ۴.. قبل از خواستگاری وضعیت آب و هوا رو بدونید
شماره ۵... حالا روش خواستگاری رو بدونید .. ..........

شماره۶... حالا روش بچه داری رو بدونید ..............

زندگي رسم خوشايندي است .
زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ ،
پرشي دارد اندازه ي عشق .
زندگي چيزي نيست ، كه لب طاقچه ي عادت از ياد من و تو برود.
زندگي جذبه ي دستي است كه مي چيند .
زندگي نوبر انجير سياه ، در دهان گس تابستان است .
زندگي ، بعد درخت است به چشم حشره .
زندگي تجربه ي شب پره در تاريكي است .
زندگي حس غريبي است كه يك مرغ مهاجر دارد.
زندگي سوت قطاري است كه در خواب پلي مي پيچد.
زندگي ديدن يك باغچه از شيشه ي مسدود هواپيماست .
خبر رفتن موشك به فضا ،
لمس تنهايي « ماه » ،
فكر بوييدن گل در كره اي ديگر .
زندگي شستن يك بشقاب است .
زندگي يافتن سكه ي دهشاهي در جوي خيابان است .
زندگي « مجذور » آينه است .
زندگي گل به « توان » ابديت ،
زندگي « ضرب » زمين د رضربان دل ما،
زندگي « هندسه ي» ساده و يكسان نفس هاست .
هر كجا هستم ، باشم ،
آسمان مال من است .
پنجره ، فكر ، هوا ، عشق ، زمين مال من است
التماس دعا
ما رو از دعای خیرتون بی نصیب
نذارید
با تشکر مدیر وبلاگ
خري امد به سوي مادر خويش
بگفت مادر چرا رنجم دهي بيش
برو امشب برايم خواستگاري
اگر تو بچه ات رو دوست داري
خر مادر بگفتا اي پسر جان
تو را من دوست دارم بيشتر از جان
ز بين اين همه خرهاي خوشگل
يکي را کن نشان چون نيست مشکل
خرک از شادماني جفتکي زد
کمي عرعر نمود و پشتکي زد
بگفت مادر به قربان نگاهت
به قربان دو چشمان سياهت
خر همسايه را عاشق شدم من
به زيبايي نباشد مثل او زن
بگفت مادر برو پالان به تن کن
برو اکنون بزرگان را خبر کن
به آداب و رسومات زمانه
شدند داخل به رسم عاقلانه
دو تا پالان خريدند پاي عقدش
به افسار طلا با پول نقدش
خريداري نمودند يک طويله
همانطوري که رسم است در قبيله
خر عاقد کتاب خود گشاييد
وصال عقد ايشان را نماييد
دوشيزه خر خانوم آيا رضايي؟
به عقد اين خر خوش تيپ درآيي
يکي از حاضرين گفتا به خنده
عروس خانوم به گل چيدن برفته
براي بار سوم خر پرسيد
که خر خانم سرش يکباره چرخيد
خران عرعر کنان شادي نمودند
به يونجه کام خود شيرين نمودند
به اميد خوشي و شادماني
براي اين دو خر در زندگاني











